میان دستهای سنگینت که حلقه می کنی دورِ تنم
میان گرمای تنت که تمامم،در آن گم می شود
هیچ کسی دستش به من نمی رسد
و به اوج دلتنگی و تنهایی هایم.....
ممنون که هستی
لذت آغوش بی دغدغه و عشق ناب تو را
با هیچ چیز عوض نمی کنم....
می دانی مرد ابی من .
دوستـــــــــــت دارم...
دوست دارم تو را....
و آن گرمای تن همیشه داغت را
آن هنگام که بی پروا می سوزانی ام در عطش خواستنت........
برچسب:
نویسنده: ندا هاتف
من به چشمان پر از مهر تو عادت دارم
به تو و طرز نگاه تو ارادت دارم
عطش حسرت دیدار تو را پایان نیست
اشتیاق است که هر لحظه به تو،من دارم
برچسب:
نویسنده: ندا هاتف
برچسب:
نویسنده: ندا هاتف
سلامتیه اونی که مارو همین جوری که هستیم دوس داره
وگرنه بهتر از ما رو که همه دوس دارن
برچسب:
نویسنده: ندا هاتف